انتشار مقالهای در مجله معتبر Lancet پیرامون تغییر نام سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS)
در پی انتشار مقالهای در مجله معتبر لنست (The Lancet) پیرامون تغییر نام سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS)، این موضوع به عنوان یکی از مباحث علمی مورد توجه قرار گرفته است. در همین راستا، دکتر مینا امیری، عضو هیئتعلمی گروه مامایی و سلامت باروری دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران و عضو کمیته راهبری و فرایندهای اجماع کنسرسیوم جهانی تغییر نام به سوالاتی در این خصوص پاسخ می دهد.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران دانشکده پرستاری و مامایی، با انتشار مقاله ای در مجله Lancet نام سندرم تخمدان پلی کیستیک تغییر یافت. بر اساس رتبه بندی وب سایت Expertscape که جایگاه علمی 2700 پژوهشگر این حوزه را بر مبنای انتشارات و استنادات ارزیابی می کند، دانشگاه علوم پزشکی تهران حائز رتبه نهم در جهان است. در این راستا با دکتر مینا امیری عضو هیئت علمی گروه مامایی و سلامت باروری که حائز رتبه 22 در میان این پژوهشگران بوده است مصاحبه ای بعمل آمد که ایشان در خصوص چرایی و پیامدهای این تغییر نام می گوید:
چه ضرورت علمی باعث شد که تصمیم به تغییر نام این بیماری گرفته شود؟
اصطلاح پلیکیستیک از نظر علمی دقیق نیست. برخلاف تصور عمومی، در این سندرم ما با کیستهای تخمدانی روبرو نیستیم، بلکه با تجمع فولیکولهای کوچکی مواجهیم که در مراحل رشد متوقف شدهاند. در ایران نیز اصطلاح رایج «تنبلی تخمدان» به همان اندازه گمراهکننده است؛ چرا که تصوری از سستی و کمکاری یک عضو را القا میکند، در حالی که با یک اختلال بسیار فعال، پیچیده و چندغدهای و متابولیک روبرو هستیم. پژوهشهای دو دهه اخیر ثابت کرده که این سندرم، یک درگیری «چندسیستمی» است که مرزهای آن بسیار فراتر از تخمدان میرود. ما با مجموعهای از چالشهای متابولیک و غددی روبرو هستیم؛ از مقاومت به انسولین، چاقی، دیابت نوع ۲ و کبد چرب گرفته تا ریسک بیماریهای قلبی-عروقی، اختلالات خلقی و عوارض بارداری. حتی تظاهرات بالینی بیماری مثل قاعدگیهای نامنظم، آکنه، ریزش مو با الگوی مردانه یا پرمویی، همگی برخاسته از همین اختلالات عمیق هورمونی و متابولیک هستند. نام قدیمی هیچکدام از این ابعاد حیاتی را بازتاب نمیداد و همین خلأ بزرگ، تغییر نام را به یک ضرورت جهانی تبدیل کرد.
عنوان علمی جدید چیست و ارکان این نامگذاری بر کدام ابعاد پاتوفیزیولوژیک بیماری تأکید دارند؟
پس از یک اجماع جهانی با مشارکت هزاران متخصص و بیمار، نام «Polyendocrine metabolic ovarian syndrome» یا به اختصار PMOS انتخاب شد که معادل فارسی آن «سندرم تخمدانی متابولیکی چندغدهای (پلیاندوکرین)» است. در واقع، هدف از این تغییر ساختاری، فراتر از یک نامگذاری ساده و در جهت تطبیق هویت بیماری با دانش مدرن است تا مسیر برای تشخیص زودهنگام و مراقبت جامعتر هموار شود. این نامگذاری مبتنی بر سه رکن اساسی است که هویت علمی بیماری را بازتعریف میکند:
-پلیاندوکرین (چندغدهای): برخلاف نام قبل که فقط به تخمدان اشاره داشت، این واژه نشان میدهد که چندین محور هورمونی مهم بدن از جمله هیپوتالاموس-هیپوفیز-تخمدان، غدد فوقکلیوی و مسیرهای انسولین همزمان درگیر هستند.
-متابولیکی: این رکن، بر ماهیت سوختوسازی بیماری تأکید میکند و هشداری است برای جدی گرفتن عوارض بلندمدتی همچون دیابت و بیماریهای قلبی-عروقی.
-تخمدانی: در اینجا همچنان به منشأ اختلال در تخمدان اشاره میشود، اما با این تفاوت که واژه غیردقیق «کیست»حذف شده است.
این پروژه تغییر نام حاصل همکاری کدام نهادهای بینالمللی است و فرآیند دستیابی به این اجماع جهانی چگونه طی شد؟
این ابتکار عمل، حاصل یک همکاری استراتژیک و سهجانبه میان نهادهای کلیدی بود: دانشگاه موناش استرالیا که راهبری علمی و تأمین مالی را بر عهده داشت، انجمن بینالمللی AE-PCOS که شبکهی متخصصان جهان را تامین کرد، و بنیاد خیریه Verity بریتانیا که به عنوان صدای بیماران، مطالبات گروههای حمایتی را به میز مذاکره آورد.
در این اجماع گسترده، ۵۶ سازمان تخصصی از تمامی قارهها مشارکت داشتند؛ از انجمنهای زنان و مامایی و غدد گرفته تا متخصصان پوست، تغذیه، روانشناسی و گروه های بیماران.
روند اجرایی کار نیز بسیار متدولوژیمحور و دقیق بود:
-اجرای دو نظرسنجی وسیع جهانی با بیش از ۱۴ هزار شرکتکننده
-برگزاری کارگاههای تخصصی با حضور ۹۰ نماینده کلیدی از سراسر جهان
- انجام تحلیلهای بازاریابی برای بررسی چالشهای پیادهسازی نام جدید
برآیند این تلاشهای چندساله، نامی است که امروز شاهد آن هستیم؛ عنوانی که طبق برنامهریزی، طی یک دوره گذار ۳ ساله بهصورت رسمی در سراسر جهان جایگزین نام قبلی خواهد شد.
مشارکت شما در این پروژه به چه صورت بود؟
این پروژه به سرپرستی پروفسور هلنا تید از دانشگاه موناش استرالیا و با مشارکت ۵۶ نهاد معتبر علمی و حمایت سازمانهای بیماران در سطح بینالمللی اجرا شد. بنده، به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، بر اساس سوابق پژوهشی خود در این حوزه، از سوی این کنسرسیوم برای مشارکت در کمیته راهبری و فرایندهای اجماع دعوت به عمل آمد که بیش از آنکه موفقیتی فردی باشد، بازتابی از ظرفیتهای علمی کشور و اعتماد جامعه جهانی به پژوهشگران ایرانی می دانم و معتقد هستم که پژوهشگران ایرانی میتوانند در شکلدهی به سیاستهای کلان علمی سهیم باشند.
این تغییر نام چه تأثیری بر روند درمان و نظام سلامت خواهد داشت؟
یک نام دقیق، هم «درک بیمار» را بهبود میبخشد و هم «تمرکز پزشک» را به ابعاد وسیعتر بیماری معطوف میکند. برای مثال، تأکید بر واژه متابولیک منجر به پایش زودهنگام قند و چربی خون و پیشگیری از عوارض مزمن میشود. در سطح نظام سلامت نیز، این تحول به بهروزرسانی کدهای بینالمللی بیماریها (ICD)، اصلاح گایدلاینهای آموزشی و بازنگری در پروتکلهای بیمهای کمک خواهد کرد. طبق برنامهریزی، یک دوره گذار ۳ ساله پیشبینی شده تا در سال ۲۰۲۸، همزمان با انتشار نسخه جدید راهنمای بینالمللی، این نام رسماً در سراسر جهان جایگزین شود.
نکته پایانی
به همکارانم توصیه میکنم با مطالعه مقاله لنست و منابع معتبر علمی، با منطق علمی این تغییر آشنا شوند و بهتدریج نام جدید را در مستندات و مکالمات بالینی خود به کار ببرند. به بیماران نیز اطمینان میدهیم که این بهروزرسانی علمی صرفاً برای درک بهتر و مدیریت جامعتر تمام ابعاد بیماری آنهاست.
تیم ما در دانشگاه علوم پزشکی تهران برنامههایی برای آموزش و اطلاعرسانی در این زمینه تدارک دیده است تا این گذار به نرمی انجام شود.
توضیح اینکه متن کامل مقاله اجماع جهانی که در تاریخ ۱۲ می ۲۰۲۶ در مجله لنست منتشر شده، از طریق این لینک قابل مشاهده است.
ارسال نظر